تبليغاتX
LittlebeE
Yum-yuM
-looser: چي مي خوري؟
-: شبدرچارپر
FM | link
HaematologY
اي دخترهاي خفن نماي همه چيز مثلا به تخمتون
شما هارو بايد بعد از شوهر کردن ديد
قسم مي خورم , استثنا نداره
......................................
I all hate you alL
FM | | link
DespoT
نه من خوب ميشم
نه کثافت , " نفرين شده " .
FM | link
IdealizatioN
دو راهي

سلام

ديروز عصر بعد از اداره رفتم پيش مامان و جاي همه اونهايي که آش دوست دارن آش خوردم.با مامان راجع به خيلي چيزها صحبت کرديم و عمده مسئله اي که مامان اظهار نگراني درباره اش مي کرد نقشه هايي بود که شهرام مي خواست انجام بده.درست همه اون بحث هايي که از اول ازدواجمون با شهرام داشتم.مامان و بابا و داداشي هم نظر من رو داشتن.من همه نظرات مامان اينها که همون نظرات خودم هم بود به شهرام گفته بودم اما شهرام باز يه حرف ديگه مي زد.اين اواخر ديگه خسته شده بودم و چون به قول معروف زورم ديگه بهش نمي رسيد راستش رو بخوان تسليم شده بودم و فقط دعا مي کردم واقعا اون چيزي که شهرام درباره نقشه اش فکر مي کنه پيش بياد و بتونه همه برنامه هاش رو عملي کنه.يعني با اينکه عقل و منطق به من مي گفت اين برنامه آخر و عاقبت مشخصي نداره و همش ريسکه اما اول توکل کردم به خدا بعد هم سعي کردم در اين يک مورد هم به شهرام اعتماد کنم.اما حرفهاي مامان بازم دلشوره رو تو دلم راه داد و حرفش هم به جا بود.شهرام مي خواست خونه اي رو که به نام مادرش بود تکميل کنه و کسي زير بار قرض نمي رفت جز من!چند روز پيش به من گفت اصلا روي مادر و پدر من براي قسط دادن فکر نکن.اونها هشتشون گرو نهشونه!!!!بگذريم.

شهرام هم امد خونه مامان و بعد از يه دست تخته بازي کردن ...سيب و پياز خريديم و رفتيم خونه.قيمت سيب زميني تو بازار کرمان متفاوته.يه جايي ??? يه جايي ??? يه جايي ???...تازه ما که از اين سيب زميني هاي ??? که همه مي گن نديديم.

شهرام بعد از اينکه به باباش زنگ زد . احوال پرسيد و کمي راجع به موضوع ساخت خونه صحبت کرد .از خستگي از حال رفت.اوضاع احوال شرکتشون به نفع شهرام پيش رفته .جوري که به وجودش نياز مبرم هست و کسي نيست که کار او رو بلد باشه.

به هر حال اون شام خورد و خوابيد و من تازه لباسها رو شستم و غذاي فردا رو درست کردم و ظرفهاي کثيف رو شستم.دور اتاق رو مرتب کردم و بالاخره خيلي دير خوابيدم.اينقدر دير خوابيدم و خسته بودم که امروز صبح به سختي ساعت ?:?? از خواب بيدار شدم.و يک ساعتي به اداره دير رسيدم.

راستي يکي از رييسهاي ما رفته بود مکه و براي من و چند نفر از همکارها سوغاتي آورده بود.خيلي شرمنده شدم.راستش من حتي نتونستم بهش زيارت قبول بگم .اونوقت سوغاتي برام آورده.اول حدث بزنين سوغاتي من چيه و دوم اينکه بگين با اين حساب من چه کار بايد بکنم و چطوري جبران محبتش رو بکنم.

براي من و شهرام خيلي دعا کنين.من نگرانم.من براي نقشه هايي که شهرام تو ذهنش کشيده نگرانم.بگين چه کاري از دستم ساخته است.شهرام به مادر و پدرش اعتماد کامل داره و حاضر نيست حرف منو گوش بده و در اين مورد احتياط کنه.شما بگين من چه کنم
FM | link
StudiouS
هر انساني از بوي ادرار خودش خوشش مي آید
............................................................
کتمان نکنيد
FM | link
Poverty traP
يکي مي گفت الان که استيل درانکم ,
اگه بالا بيارم خودکشي مي کنم , اگه نه که مي رم مي خوابم
..............................................................................
که البته به نظر مي رسيد دروغ مي گه.
FM | link
Sudden deatH
* روز هاي خوب دوباره از راه مي رسند
.................................................
etc: اگه قبلش روز هاي خوبي در کار نبوده باشند در اين جمله ي جهان شمول hopeful چه کلماتي مي توان جايگزين واژه ي "خوب" کرد؟
possible answers: جديد{تر} , تجربه نشده , گه تر.
..................................................................
note:
"دوباره"& Maybe there is an unjustifiable relation between the last replacement
FM | link
SystematicallY
A smoker remains smoker

FM | link
SprituallY
+ عزيزم ميشه داستان اين سنگه رو برام تعريف کني؟
- منظورت چيه؟
+ آخه حتما يه خاطره اي چيزي هست که نگهش داشتي
+ جون من بگوو
- آها
- يه روز ظهر دو تا سيگار کشيدم بعدش رفتم دوتا نون سنگک خريدم.
FM | link
UntreateD
CyclopS

photo by FM

FM | link
GurU
هاردترين ريپ ها را وقتي آدم متحمل مي شود
که خودش را دوست ندارد, دلش براي خودش نمي سوزد.
FM | | link